نوآوری در کسب ‌و کارهای استارتاپی اهمیت زیادی دارد. به همین خاطر لازم است از تفکر طراحی در استارتاپ که یکی از ابزارهای نوآوری در حل مسئله است، در تصمیم‌گیری‌های مهم تجاری‌تان استفاده کنید.

تفکر طراحی توسط شرکت‌های بزرگ و کوچک، شرکت‌ها و استارتاپ‌ها، مشاغل خصوصی و غیرانتفاعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال، شرکت انرژی آلمانی Innogy’s Innovation Hub با استفاده از تفکر طراحی، ایده‌هایی برای حل مشکل پورت ایستگاه‌های شارژ ماشین‌های الکتریکی ایجاد کرد. همچنین Airbnb هم در روزهای اولیه غرق شدن کشتی خود، از تفکر طراحی برای نجات آن استفاده کرد- آنها خود را جای کاربران خود قرار دادند، راجع به نیاز واقعی کاربران فکر کردند و سپس توانستند راه‌حل مورد نظر را یافته و رشد کنند.

علیرغم کلمه طراحی که در واژه «تفکر طراحی» آمده است، این نوع تفکر مختص طراحان نیست. هر کسی است که مصمم است مشکلات خود را حل کند، می‌تواند از تفکر طراحی استفاده کند.

تفکر طراحی در استارتاپ یک چارچوب تصمیم‌گیری عالی برای استارتاپ‌هایی است که می‌خواهند شکاف بین نیاز مشتریان و محصولات دیجیتال سودآور را برطرف کنند.

تفکر طراحی چیست؟

به گفته تیم براون، رئیس اجرایی ایدئو، « تفکر طراحی یک رویکرد انسان‌محور در جهت نوآوری است. » تفکر طراحی، یک ذهنیت حل مسئله است که به شما امکان می‌دهد تا از دید مشتری به مسائل نگاه کرده و در عین حال، راه‌حل‌هایی عالی برای کسب ‌و کار خود پیدا کنید.

تفکر طراحی یک رویکرد انسان محور برای حل مشکلات پیچیده است. در این نوع تفکر، از قدرت خلاقیت برای توسعه راه‌حل‌های ابتکاری در تمام جنبه‌های زندگی استفاده می‌شود.

تفکر طراحی

به نحوه کار یک نقاش فکر کنید. نقاشی با یک ایده شروع می‌شود. اما قبل از اینکه آن شاهکار نقاشی خلق شود، هنرمند باید یک سری فرآیند تکراری را طی کند. هنرمند ممکن است ایده نقاشی جدید خود را طراحی کرده یا طرح کلی آن را با خطوط سریع و آزاد روی بوم پیاده کند. ایده اولیه موجود در ذهن نقاش کم‌کم به شکل ملموسی تغییر خواهد کرد. در ادامه، هنرمند احتمالا به دنبال مدل‌هایی باشد که به کمک آنها بتواند ایده خود را به گونه‌ا‌ی قابل درک‌تر برای دیگران ترسیم کند.

این هنرمند شروع به جمع‌آوری مواد مورد نیاز پروژه خواهد کرد. پس از جمع‌آوری این وسایل است که نقاش کار خود را آغاز می‌کند. با این حال، به احتمال زیاد نقاشی چندین بار اصلاح شده و حتی ممکن است نقاش آن را دوباره از اول شروع کند. خیلی طبیعی است که یک نقاشی (و کلا هر چیزی) برای اولین بار خوب از آب درنیاید. بعد از هر شکست، هنرمند به این فکر می‌کندکه کجای کار را اشتباه کرده است و چگونه می‌توان آن را بهتر کند. بدین‌ترتیب با هر بار تکرار، نقاشی به تصویر ایده‌آل ذهن هنرمند نزدیک‌تر می‌شود. در تفکر طراحی از دیدگاه‌های مختلفی به یک مسئله واحد نگاه می‌شود. هدف نهایی آن هم همیشه ایجاد یک چیز مفید، زیبا و کاربردی برای کاربر نهایی است.

چرا تفکر طراحی برای استارتاپ‌ها مهم است؟

استارتاپ‌ها خیلی سریع حرکت می‌کنند. شما قبل از اینکه مشکل را پیدا کنید، باید موضوع مورد نظر را تولید و آن را آزمایش کنید و احتمالا (اغلب اوقات) شکست هم بخورید. تفکر طراحی در استارتاپ قابل انعطاف و تکرار است، بنابراین استفاده از آن در تمام مراحل توسعه استارتاپ‌ها (چه تازه کار خود را شروع کرده باشید و چه اینکه از قبل محصول و مدل تجاری موفقی داشته باشید) بسیار مفید خواهد بود.

بعضی اوقات پیش می‌آید که حتی نمی‌دانید کجای کارتان مشکل دارد. به‌عنوان مثال، اگر تازه کار خود را شروع کرده‌اید، ممکن است نتوانید به‌طور کامل و مشخص متوجه راه‌حل مشکلات پیش آمده در استارتاپ خود شوید. حتی اگر هم مدت زیادی است تجارت خود را راه انداخته‌اید و به مرحله ثبات رسیده‌اید، ممکن است متوجه شوید که در یکسری نقاط کسب ‌و کار خود دچار اصطکاک و مشکل هستید، اما باز هم نتوانید به‌ طور کامل آنها را شناسایی کنید.

روش تفکر طراحی برای کشف و شناسایی مشکلاتی است که نمی‌توانید آنها را به‌صورت کلامی و واضح بیان کرده و شرح دهید. تفکر طراحی در استارتاپ یک روش گام‌به‌گام است که به شما کمک می‌کند مشکل خود را شناسایی کرده و برای آن راه‌حل‌های خلاقانه متعددی بیابید، به همین دلیل است که این روش برای شناسایی سریع و مکرر حل مشکلات مناسب است. تفکر طراحی در استارتاپ همچنین از این نظر مفید است که شما نیازی به وجود طراح در تیم خود ندارید. شما فقط باید پذیرای این فرآیند باشید، نگرشی انسان محور و خلاق داشته باشید و برای پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه برای یک مشکل مشتاق باشید.

3 عنصر اصلی روش تفکر طراحی

در دنیای استارتاپ‌ها، تفکر طراحی سه عنصر اصلی دارد:

  1. امکان سنجی تکنیکی
  2. ماندگاری اقتصادی
  3. مطلوب بودن آن برای انسان

در حالت ایده‌آل، یک نقاش حتما می‌خواهد چیزی را در سطح مهارت خود خلق کند که از نظر مردم هم زیبا باشد و مایل به خرید آن باشند. در استارتاپی که در رابطه با توسعه یک محصول دیجیتال بنا شده است، نیازها یکسان خواهد بود. شرکت شما باید بتواند این محصول را از نظر فنی بسازد. شما (یا شرکتتان) یا باید استعداد برنامه‌نویسی داشته باشید یا باید با شخص دیگری که چنین استعدادی دارد، شراکت کنید.

مثلا تصور کنید می‌خواهید محصولی ایجاد کنید که سود داشته باشد. این به آن معناست که شما باید هزینه‌های بخش توسعه را شدیدا کنترل کنید. همچنین به یک بازار هدف نیاز دارید که هم مایل باشد و هم بتواند منابع مالی کافی را برای هزینه‌های توسعه شما فراهم کند. همچنین مردم باید مایل به خرید محصولی باشند که شما می‌سازید. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از استارتاپ‌ها در آن گیر می‌کنند. شما باید از نیاز و خواسته‌های بازار هدف درکی اساسی داشته باشید.

چه کسی (در استارتاپ) در روند تفکر طراحی نقش دارد؟

بسیار مهم است که کل تیم از تفکر طراحی برای درک شرایط استفاده کنند. نکته مهم در این ماجرا این است که سر و کله زدن با تفکر طراحی برای همه بسیار آسان است و چیزی نیست که فقط مختص طراحان باشد. به این دلیل که تفکر طراحی در استارتاپ در اصل راهی است برای حل کردن یک مشکل و یافتن راه‌حل‌های انسان محور، این روش برای بنیان‌گذاران، بازاریابان، تیم‌های فروش و تولید محصول ابزاری بسیار مهم و کار راه‌انداز است. این یکی از بهترین ابزارهایی است که می‌توانید در جعبه ابزار حل مشکل خود داشته باشید.

چگونه می‌توان رویکرد تفکر طراحی داشت؟

در اینجا یک روش پیاده‌سازی فرآیند 5 مرحله‌ای تفکر طراحی در یک استارتاپ را برای شما شرح می‌دهیم.

روند تفکر طراحی

  1. همدلانه به موضوع بنگرید.

اولین گامی که برای اجرای تفکر طراحی در استارتاپ خود باید بردارید، همدلی کردن با کاربران، مشتریان و شرکایتان است. اوبر ایتس (Uber Eats) از جمله استارتاپ‌هایی است که با اجرای این روش تفکر طراحی در استارتاپ خود، توانست رسالتش را که “غذا خوردن بدون دردسر” بود را برای مشتریان خود انجام دهد.

این شرکت در بیش از 500 شهر در جهان فعالیت می‌کند و طراحان آنها هنوز هم مرتباً در دوره‌های زمانی طولانی خود را موقعیت‌های مختلف به جای کاربران قرار داده و به تقلید از آنها سفارش می‌دهند تا بتوانند بفهمند که مشتری‎هایشان واقعا چه می‎خواهند، دوست دارند به چه نحوی سفارش دهند و همچنین بفهمند که رستوران‎ها منو و غذای خود را به چه نحو تهیه می‌کنند.

برای همدلی کردن، باید تعامل داشته باشید. طراحان اوبر ایتس مرتباً از کارگران رستوران و شركای خود در زمینه دلیوری غذا بازدید می‌كنند و گاهی نیز وقتی یک مشتری در حال سفارش غذاست، به خانه او رفته و فرآیند را به ‌صورت حضوری تماشا می‌کنند.

اگر روی محصول جدیدی کار می‌کنید، می‌توانید با مشتری‌های آینده خود راجع‌به آن محصول و ویژگی‌هایش صحبت کنید. همچنین می‌توانید آنها را زمانی که دارند از محصولات رقبای شما استفاده می‌کنند، زیر نظر گرفته و رفتار آنها را ثبت کنید.

وقتی که از چشم مشتری به موضوع نگاه کنید، استارتاپ شما بهتر می‌تواند درک کند که مشتری با چه چالش‌هایی در زندگی‌اش روبرو است و چگونه و با چه راه‌حل‌هایی می‌توان مشکلات او را حل کرد.

  1. مشکل را تعریف کنید!

پس از اینکه خود را جای مشتری گذاشته و مشکل را درک کردید، می‌توانید فرضیه‌های خود را مرور کنید. در بسیاری از موارد، متوجه می‌شوید که باید دوباره از اول مشکل را برای خود تعریف کرده و از زوایای دیگری به آن نگاه کنید.

به طراحان اوبر ایتس توصیه می‌شود که شرکای رستوران‌دار خود را حین تهیه و سفارش وعده‌های غذایی تحت نظر بگیرند تا بتوانند مشکلاتی که ممکن است در هر مرحله از مراحل سفارش غذا با آن روبرو شوند را پیدا کنند. این کار به آنها کمک می‌کند تا مشکل را فقط از منظر لجستیک و منطقی نبینند، بلکه بتوانند با کمک بینش ناشی از بررسی مشتریان واقعی و شرکای خود حین انجام کار، راه حلی عملی و مطلوب برای آن پیدا کنند.

روند تفکر طراحی

  1. ایده‌پردازی را با تیم خود انجام دهید.

مرحله بعد از تفکر طراحی، مشارکت دادن همه اعضای داخلی و خارجی تیم برای دستیابی به راه‌حل‌های ایده‌پردازانه است. اوبر ایتس به روش‌های مختلفی اعضای خود را تشویق می‌کند که از نقطه‌نظرهای متفاوت و با تجارب متفاوت، ایده‌پردازی کنند و خلاقیت خود را به کار گیرند. برگزاری چنین جلساتی منجر به ایجاد رستوران‌های مجازی (یا تلفنی) مثل اوبر ایتس شده است.

  1. نمونه اولیه را سریعا آماده کنید.

خصوصیاتی مثل “محبوب‌ترین بودن” در ابتدا به‌صورت آزمایشی توسط تیم عملیاتی اوبر ایتس ارائه شد. پس از ساخت سریع محصول، انتشار و تایید سودآوری آن، طراحان و توسعه‌دهندگان با مشارکت همدیگر آن را توسعه داده و وارد بازارهای جهانی می‌کنند.

وقتی که نمونه اولیه تولید می‌کنید، سرعت داشتن خیلی مهم است. هدف از تولید نمونه اولیه ، آزمایش سریع ایده‌هاست. به این‌ترتیب می‌توانید سریع یاد بگیرید و ایده استارتاپ خود را بر پایه‌ای مستحکم‌تر بسازید. به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارتاپ، خیلی مهم است که فرهنگ آزمایش و تولید آزمایشی را در استارتاپ خود پذیرفته و آن را توسعه دهید.

  1. آزمایش و اعتبارسنجی

تفکر طراحی یک فرآیند مکرر است. نتایج حاصل از آزمایش نمونه اولیه می‌تواند نشان دهد که آیا شما در مرحله اول و دوم، رفتار و نیازهای مشتری را اشتباه تعبیر کرده‌اید یا نه. همچنین نتایج حاصل از آزمایش می‌تواند به شما بگوید که این محصول نیاز مشتری را رفع می‌کند یا خیر. پس از مشخص شدن اینهاست که باید باز یک مرحله به عقب برگردید و دوباره شروع کنید. با این حال، این بار از دید فردی که راجع به مشکل آموزش دیده است به مساله نگاه کنید، این کار به شما کمک می‌کند بتوانید موقعیت و مسیر مناسب را پیدا کنید. در غیر این صورت، باید دوباره از اول شروع کنید. در نهایت، شما (حتی در صورت نیاز به تغییر ایده‌ها) یک استارتاپ موفق ایجاد خواهید کرد.

تفکر طراحی ابزاری قدرتمند است. اگر شما از تفکر طراحی در استارتاپ خود بهره ‌ببرید، می‌توانید با ارائه راه‌حل‌های عالی نظر مشتریان را جلب کرده و خلاقیت تیم خود را از حالت بالقوه به بالفعل درآورید.

18 خرداد 1400
تفکر طراحی در استارتاپ

کاربرد تفکر طراحی در استارتاپ‌ها

نوآوری در کسب ‌و کارهای استارتاپی اهمیت زیادی دارد. به همین خاطر لازم است از تفکر طراحی در استارتاپ که یکی از ابزارهای نوآوری در حل […]
ورود